تبليغاتX
هئیت شهزاده علی اکبر علیه السلام
گسترش آیین اسلامی و بر پا نگهداشتن انقلاب سرخ حسینی
 
+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/11ساعت 14:10  توسط خادمین شهزاده علی اکبر(ع)  | 

این هفته هیات در آدرس:محله ی رسول اکرم/درجزی۶/منزل امین غفاری/می باشد.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/11ساعت 13:55  توسط خادمین شهزاده علی اکبر(ع)  | 

                  السلام علیک یا ابا عبدالله                          

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/09/20ساعت 12:6  توسط خادمین شهزاده علی اکبر(ع)  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/17ساعت 23:25  توسط خادمین شهزاده علی اکبر(ع)  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/17ساعت 22:52  توسط خادمین شهزاده علی اکبر(ع)  | 

گفتم شبی به مهدی از تو نگاه خواهم           گفتا که من هم ازتو ترک گناه خواهم
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/17ساعت 22:14  توسط خادمین شهزاده علی اکبر(ع)  | 

 پيرامون زنان در حادثه كربلا در دو محور سخن مي‏توان گفت: يكي آن كه آنان چند نفر و چه كساني بودند، ديگر آن كه چه نقشي داشتند. زناني كه در كربلا حضور داشتند، برخي از اولاد علي«ع» بودند، و برخي جز آنان، چه از بني هاشم يا ديگران. زينب، ام كلثوم، فاطمه، صفيه، رقيه و ام هاني، از اولاد اهل بيت عليهم السلام بودند، فاطمه و سكينه، دختران سيد الشهدا«ع» بودند، رباب، عاتكه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقيل، فضه نوبيه، كنيز خاص امام حسين«ع» و مادر وهب بن عبد الله نيز از زنان حاضر در كربلا بودند.(1) 5 نفر زن كه از خيام حسيني به طرف دشمن بيرون آمدند، عبارت بودند از: كنيز مسلم بن عوسجه، ام وهب زن عبد الله كلبي، مادرعبد الله كلبي، مادر عمر بن جناده، زينب كبري«ع». زني كه در عاشورا شهيد شد، مادر وهب بود، بانوي نميريه قاسطيه، زن عبد الله بن عمير كلبي كه بر بالين شوهر آمد و از خدا آرزوي شهادت كرد و همانجا با عمود غلام شمر كه بر سرش فرود آورد، كشته شد.
در عاشورا دو زن از فرط عصبيت و احساس، به حمايت از امام برخاستند و جنگيدند:
يكي مادر عبد الله بن عمر كه پس از شهادت فرزند، با عمود خيمه به طرف دشمن روي كرد و امام او را برگرداند. ديگري مادر عمرو بن جناده كه پس از شهادت پسرش، سر او را گرفت و مردي را به وسيله آن كشت، سپس شمشيري گرفت و با رجزخواني به ميدان رفت، كه امام حسين«ع» او را به خيمه‏ها برگرداند.(2) دلهم، دختر عمر(همسر زهير بن قين) نيز در راه كربلا به اتفاق شوهرش به كاروان حسيني پيوست. زهير بيشتر تحت تأثير سخنان همسرش حسيني شد و به امام پيوست. رباب، دختر امرء القيس كلبي،همسر امام حسين«ع» نيز در كربلا حضور داشت، مادر سكينه و عبد الله. زني از قبيله بكر بن وائل نيز حضور داشت، كه ابتدا با شوهرش در سپاه ابن سعد بود، ولي هنگام حمله سپاهيان كوفه به خيمه‏هي اهل بيت، شمشيري برداشت و رو به خيمه‏ها آمد و آل بكر بن وائل را به ياري طلبيد.
زينب كبري و ام كلثوم، دختران اميرالمؤمنين«ع»،همچنين فاطمه دختر امام حسين«ع» نيز جزو اسيران بودند و در كوفه و... سخنرانيهي افشاگر داشتند. مجموعه اين بانوان، همراه كودكان خردسال، كاروان اسري اهل بيت را تشكيل مي‏دادند كه پس از شهادت امام و حمله سپاه كوفه به خيمه‏ها، ابتدا در صحرا متفرق شدند، سپس به صورت گروهي و اسير به كوفه و از آنجا به شام فرستاده شدند.
اما درباره حضور اين زنان در حادثه عاشورا بيشتر به محور«پيام رساني» بايد اشاره كرد. البته جهات ديگري نيز وجود داشت كه فهرست وار به آنها اشاره مي‏شود كه هر كدام مي‏تواند به عنوان«درس» مورد توجه باشد:
ـ مشاركت زنان در جهاد: شركت در جبهه پيكار و همدلي و همراهي با نهضت مردانه امام حسين و مشاركت در ابعاد مختلف آن از جلوه‏هي اين حضور است. چه همكاري طوعه در كوفه با نهضت مسلم، چه همراهي همسران برخي از شهدي كربلا، چه حتي اعتراض و انتقاد برخي همسران سپاه كوفه به جنايتهي شوهرانشان مثل زن خولي.
- آموزش صبر: روحيه مقاومت و تحمل زنان- نسبت - به شهادتها در كربلا درس ديگر نهضت بود. اوج اين صبوري و پايداري در رفتار و روحيات زينب كبري«ع» جلوه ‏گر بود.
ـ پيام رساني: افشاگريهي زنان و دختران كاروان كربلا چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشت به مدينه پاسداري از خون شهدا بود. سخنان بانوان، هم به صورت خطبه جلوه داشت، هم گفتگوهي پراكنده به تناسب زمان و مكان.
ـ روحيه بخشي: در بسياري از جنگها حضور تشويق آميز زنان در جبهه، به رزمندگان روحيه مي‏بخشيد. در كربلا نيز مادران و همسران بعضي از شهدا اين نقش را داشتند.
- پرستاري: رسيدگي به بيماران و مداوي مجروحان از نقشهي ديگر زنان در جبهه‏ها، از جمله در عاشوراست. نقش پرستاري و مراقبت حضرت زينب از امام سجاد«ع» يكي از اين نمونه‏هاست. (3)
ـ مديريت: بروز صحنه‏هي دشوار و بحراني، استعدادهي افراد را شكوفا مي‏سازد.
نقش حضرت زينب در نهضت عاشورا و سرپرستي كاروان اسرا، درس«مديريت در شرايط بحران» را مي‏آموزد. وي مجموعه بازمانده را در راستي اهداف نهضت، هدايت كرد و با هر اقدام خنثي كننده نتايج عاشورا از سوي دشمن، مقابله نمود و نقشه‏هي دشمن را خنثي ساخت.
ـ حفظ ارزشها: درس ديگر زنان قهرمان در كربلا، حفظ ارزشهي ديني و اعتراض به هتك حرمت خاندان نبوت و رعايت عفاف و حجاب در برابر چشمهي آلوده است. زنان اهل بيت، با آن كه اسير بودند و لباسها و خيمه‏هايشان غارت شده بود و با وضع نامطلوب در معرض ديد تماشاچيان بودند، اما اعتراض كنان، بر حفظ عفاف تأكيد مي‏ورزيدند. ام كلثوم در كوفه فرياد كشيد كه آيا شرم نمي‏كنيد بري تماشي اهل بيت پيامبر جمع شده‏ايد؟
وقتي هم در كوفه در خانه‏ي بازداشت بودند، زينب اجازه نداد جز كنيزان وارد آن خانه شوند. در سخنراني خود در كاخ يزيد نيز بر اينگونه گرداندن بانوان شهر به شهر، اعتراض كرد:«ا من العدل يابن الطلقاء تخديرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبايا قد هتكت ستورهن و ابديت وجوههن يحدو بهن الأعداء من بلد الي بلد و يستشرفهن اهل المناهل و المعاقل و يتصفح وجوههن القريب و البعيد و الغائب و الشهيد...»(4) و نمونه‏هي ديگري از سخنان و كارها كه همه درس‏آموز عفت و دفاع از ارزشهاست.
ـ تغيير ماهيت اسارت: اسارت را به آزادي بخشي تبديل كردند و در قالب اسارت، به اسيران واقعي درس حريت و آزادگي دادند.
ـ عمق بخشيدن به بعد عاطفي و تراژديك كربلا: گريه‏ها، شيونها،عزاداري بر شهدا و تحريك عواطف مردم، به ماجري كربلا عمق بخشيد و بر احساسات نيز تأثير گذاشت واز اين رهگذر، ماندگارتر شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/14ساعت 19:7  توسط خادمین شهزاده علی اکبر(ع)  | 

 

ميان حضرت عيسي و سيدالشهدا (ع) شباهت‌هاي بسياري است.

الف: حضرت مريم (س) صديقه امت مسيحيت است. (  آيه 57 سوره‌ي مائده )
حضرت زهرا (س) نيز صديقه طاهره امت اسلام است. درباره هر دو بتول عذرا گفته شده است.

ب: شباهت ديگر در مدت حمل است. در کتاب نفس‌المهموم و بحار جلد 10 آمده است که طول مدت حمل امام سوم شيعيان 6 ماه بود. هيچ کس 6 ماهه متولد نشد که در عين حال بماند؛ مگر حسين و عيسي.
عيسي گفت: اني عبدالله و امام (ع) فرمود: اني من المسلمين.

ج: شباهت ديگر آنها در عقيده‌اي است که مردم در مسأله تفديه پيدا کردند و خيال کردند که آنها کشته شدند که گناه ديگران را به گردن بگيرند و ديگران آزاد باشند و تکليف ساقط شد.
درباره‌ي عيسي اصل کشته شدن دروغ است و درباره سيدالشهداء (ع) فلسفه کشته شدن اين نبود.
به قول مولوي: زان‌که از قرآن بسي گمره شدند ... يعني هر دو وجود برکت‌خيز فوق‌العاده شدند.

د: شباهت ديگر آن است که مسيحيان و مسلمانان، ولادت و عروج اين دو عزيز را بزرگ مي‌شمارند.
شايد شباهت بين عيسي و سيدالشهداء در يک امر ديگر هم باشد و آن عدم سابقه اسمي است و شايد اين جهت مربوط به يحيي باشد نه عيسي،

و: در اين صورت شباهت بين حسين (ع) و يحيي است چرا که هر دو شهيد امر به معروف و نهي از منکرند.

ه: شباهت ديگر بين آنها در انصار و حواريين است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/14ساعت 18:59  توسط خادمین شهزاده علی اکبر(ع)  | 

 

تحريف از ماده حرف است و به معني منحرف کردن و کج کردن يک چيز از مسير و مجراي اصلي است. برخي از داستان‌هايي که به دروغ به زندگي سيدالشهدا (ع) نسبت مي‌دهند، عبارتنداز:
1- داستان عروسي قاسم (ع) که ظاهراً خيلي مستحدث است و از زمان قاجاريه تجاوز نمي‌کند. ( از زمان ملاحسين کاشفي )
2- داستان فاطمه صغري (ع) در مدينه و خبر دادن مرغ بر او.
3- داستان دختر يهودي که فلج بود و قطره‌اي از خون اباعبدالله به وسيله يک مرغ به بدنش چکيد و بهبود يافت.
4- حضور ليلا در کربلا و امر حضرت (ع) به او برود در يک خيمه جداگانه موي خود را پريشان کن.
5- داستان طفلي از ابي عبدالله که در شام از دنيا رفت و بهانه پدر مي‌گرفت و سر پدر را آوردند و همان‌جا وفات يافت.
6- بازگشت اسرا به کربلا در اربعين و ملاقات امام سجاد (ع) با جابر. ( اما اينکه جابر مزار پاک سيدالشهدا(ع) را زيارت کرده است، صحت دارد. )
7- هشتصد هزار نفر بودن لشکر عمرسعد بلکه يک ميليون و ششصدهزار نفر و هفتاد و دو ساعت بودن روز عاشورا _ با يک حمله ده هزار نفر را کشتن س هجده گز بودن نيزه‌ي هاشم مرقان و ...
8- داستان طفلي که در حين اسارت گردنش را بسته بودند و سوار مي‌کشيد تا طفل خفه شد.
9- حضرت زينب (س) در حالت احتضار آمد به بالين امام (ع) فرمقها بطرفه فقال لها اخوه ارجعي الي الخيمه ... ( پس حضرت با گوشه‌ي چشم به وي نگاهي انداخت و فرمود: به خيمه بازگرد که دلم را شکستي و غمم را افزودي.)
10- امام چند بار به دشمن حمله کرد و هر نوبت ده هزار نفر را کشت.
11- داستان اباعبدالله هنگام رفتن به ميدان جنگ و طلب کردن اسب سواري و اين‌که کسي نبوده براي ايشان اسب را بياورد و حضرت زينب (س) آن را مي‌آورد.
12- داستان حضور حضرت زينب در قتلگاه: مي‌گويند تا امام را ديد که در حال جان دادن است، خود را به روي بدن امام (ع) انداخت و گفت: تو برادر مني، تو اميد مايي، تو پناه مايي، تو پشتيبان مايي ...
13- بوسيدن گلوي حضرت (ع) توسط زينب (س) قبل از اعزام به ميدان جنگ و اين‌که زينب (س) ذکر مي‌کند که مادرم وصيت کرد به من

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/14ساعت 18:55  توسط خادمین شهزاده علی اکبر(ع)  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/07/14ساعت 18:36  توسط خادمین شهزاده علی اکبر(ع)  |